انار دلمه ای

خرید بک لینک

تولدت مبارک بابا

خوبه که نیستی که غم روی غم هات بیاد

و حتما میگفتی تولد چیه این وسط

شاید هم نمیگفتی

رفتنت باور کردم و دیگه منتظرت نیستم اما با همه وجودم باور دارم که میام پیش تو

دوستت دارم و همیشه برام مهم بودی

انار دلمه ای...

ما را در سایت انار دلمه ای دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: جمعه 7 آذر 1404 ساعت: 13:40

چیزی نیست که ازش بترسمتموم شدن ۲۹ سالگی برام خیلی ترسناک بود اما الان نهخیلی مهم نیستدیگه زندگی برام اهمیت ندارهفقط به پسرم فکر میکنم به اینکه باید کنارش باشماینکه میگم زندگی اهمیت نداره یک اعتراف غم انگیز از یک ذهن افسرده نیستمنظورم اینه که خودم بعنوان نسترن دیگه برای خودم مطرح نیستممثلا همین الان نگران اینم که صبح نتونم بیدار بشم و هومر اذیت بشهچون هومر فقط مهمه براممن این روزها خیلی کار میکنمهمین الان از پای نقاشی بلند شدمخیلی سخته و من کاملا مستحق گرفتن جایزه یک انسان بیش از حد پر تلاش هستما انار دلمه ای...ادامه مطلب

ما را در سایت انار دلمه ای دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: جمعه 7 آذر 1404 ساعت: 13:40

خب دیگه صبح شد

امروز بیش از حد کار کردم 

صد فریم نقاشی کشیدم و اونا رو به انیمیشن تبدیل کردم، به نظرم خیلی خوب شد 

یکشنبه میبرمش دانشگاه

چه خوبه که امروز میمونم خونه 

البته امروز باید کارهای مهدکودک رو تحویل بدیم 

کاش میشد به عالمه بخوابم ، مخصوصا که گلوم درد میکنه 

چرت و پرت نوشتن کافیه نسی ، این مسخره بازی رو جمعش کن 

انار دلمه ای...

ما را در سایت انار دلمه ای دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 24 تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1402 ساعت: 8:09

برای یه آدم ۳۷ ساله خیلی بچگانه و رومانتیکه ولی هر بار با دیدن علامت آرزو خیلی جدی میگم: زنده شدن عموصادق

علامت آرزو به تو زمان میده که آرزو کنی... این عادت بچگیمه...

وقتی زنده شدن عموصادق رو آرزو میکنم عمیقا می دونم برآورده میشه 

انار دلمه ای...

ما را در سایت انار دلمه ای دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 48 تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1402 ساعت: 8:09

امروز عیدی نیما و نیلا رو دادم نیما رو گول زدم اول...جعبه هدیه رو طوری بسته بودم که کادوی اصلی زیرش پنهان بشهمتوجه نشد و از اونجایی که خیلی منتظر کادوی من مونده بود جا خورد وقتی دید توی جعبه هدیه ای که انتظارشو داشت نبود...بعد از چند دقیقه بهش گفتم که جعبه رو کامل پاره کنه و نیما جیغ میزد از شادی کلی داد زد من داشتم از ذوق میمردموقتی بازش کرد گفت من همیشه همینو میخواستمگفت شیرینی من تو رو اندازه همین لگو دوست دارم...نیلا و نیما به من میگن شیرینینیلا هم خوشحال شد وقتی جعبه اش رو باز کرد اما کادوی لادی خوشحالترش کردبه مامانش میگفت هنوز باورم نمیشه این کادو رو گرفتمبچه ها که خوشحال میشن من هزار تا جون به عمرم اضافه میشهنرگس دعوام میکنه...حق داره...من جایزه خریدن و به دل بچه ها راه رفتن رو خیلی کم کردم ولی باز هم کافی نیستسال نو مبارک نیلا و نیمای من انار دلمه ای...ادامه مطلب

ما را در سایت انار دلمه ای دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 92 تاريخ: چهارشنبه 2 فروردين 1402 ساعت: 12:18

صفحه بندی